عید فطر مبارک
سلام به همه ی مامان باباهای گل سلام به همه ی بچه های ماهی که امسال اولین سالی بوده که روزه گرفتن سلام به همه ی کوچولوهای نازی که روزه کله گنجشکی گرفتن سلام به همه ی نی نی هایی که قراره وقتی بزرگ تر شدن روزه بگیرن و سلام به فرشته کوچولوی ناز خودم عید همتون مبارک و عبادات و نماز و روزه های همتون قبول امیدوارم خدای خوب و مهربون امروز به هممون عیدی های خوب خوب بده ...
نویسنده :
مامانی
16:47
وای که چقدر این فرشته ها ناز خوابیدن
آرزوی دوقلو
سلام عزیز دل مامانی سلام خوشکل و ناز مامانی میخوام بازم درد دل کنم ، الان تو نی نی وبلاگ داشتم میگشتم که رفتم تو یه وبلاگی که دوقلو بودن، وااااااااااااااااااااااااااااااای اونقد ناز بودن که نگو و نپرس، ایشالا خدا برای مامان و باباش نگهشون داره ، من عاشق دوقلو هستم ، البته تو هم دوتا پسر عموی ناز و خوشکل دوقلو داری که ماشالا خیلی بامزه هستن ایشالا وقتی به دنیا اومدی میبینیشون عزیز دلم ، خیلی دوست دارم منم نی نی دوقلو داشته باشم ، هرچی خدا بخواد من راضی ام ، عزیز دلم مامانی و بابایی همین طور منتظرت هستن. تو که الان پیش خدایی دعا کن تا زودتر بیای...
نویسنده :
مامانی
17:34
بابایی و وبلاگ نی نی
سلام گل نازم دیشب به بابایی گفتم که برات وبلاگ درست کردم اولش یکم مسخرم کرد و خندید ، میبینی مامانی جونم چه بابایی داری ........!هی دوست داره مامانی تو اذیت کنه، شوخی کردم بابایی خیلی خیلی خوب و مهربونه و البته خیلی شوخ، مطمئنم وقتی بیای کلی باهات بازی میکنه و شوخی میکنه و کاری میکنه حسابی جنبه شوخی پیدا کنی. خوب بگذریم ، سر سفره افطار براش تعریف کردم که برات وبلاگ درست کردم بعد از کلی مسخره کردن و خندیدن پاشدیم اومدیم پشت کامپیوتر تا بهش نشون بدم. اما بعد از اینکه وبلاگو دید خیلی خوشش اومد و براش جالب بود هر چند که بازم متلک بارونم کرد اما در کل خیلی خوشش اومد. وبلاگ چند تا از نی نی های دیگه رو هم بهش ...
نویسنده :
مامانی
17:34
اسم ني ني نازم
شايد خنده دار باشه اما هنوز كه نه به باره و نه به داره من و بابايي برات اسم هم انتخاب كرديم . البته يه جورايي ميشه گفت نذر كرديم كه اين اسم رو برات بذاريم صبر كن تا داستانش رو برات بنويسم فرشته كوچولوي ناز مامان الهی مامانی فدات بشه. من و بابايي براي ازدواجمون رفتيم مكه خيلي سفر خوبي بود يعني عالي بود ، از خدا ميخوام كه بازم قسمت كنه و اين دفعه با فرشته كوچولومون بريم آمين. راستش اون موقع اصلا تو فكر بچه نبودم دعا كردم اما نه زياد تا اينكه پارسال من و بابايي قسمتمون شد و امام حسين ما رو طلبيد و رفتيم كربلا،اونجا از خدا خواستيم تا يه بچه سالم و صالح بهمون بده ، وق...
نویسنده :
مامانی
17:33
محبت مادرانه
دل نوشته های مامانی
خیلی خوشحالم که میخوام برات بنویسم دلم میخواد همه ی حرفهای دلمو بنویسم , من ادبیات زیاد خوبی برای نوشتن ندارم اما دوست دارم همه ی احساسمو توی حرفهام برات بگم خیلی حرف برای گفتن دارم اصلا نمیدونم از کجا شروع کنم. هنوز به بابایی نگفتم که این وبلاگو برات درست کردم میدونم که خیلی خوشحال میشه , اما میخوام یه مدتی خودم برات بنویسم و بعدا به بابایی نشون بدم. هنوز نمیدونم چی صدات کنم , اما همیشه توی ذهنم وقتی به این فکر میکنم که تو رو دارم خیلی قربون صدقت میرم مامانی جونم واااااااااااااااااااااااای یعنی میشه اون روز بیاد و من تو رو تو بغلم بگیرم و بهت بگم جونم مامانی جونم جونم عزیز دلم جونم الهی قربونت برم ...
نویسنده :
مامانی
17:32



